كانون جهادگران جهاد سازندگي
   

 
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
   
كانون جهادگران جهاد سازندگي
 
 

* عنوان

* شرح

   

فروغ ولايت (ولادت امام جواد عليه‏السلام)

( 14/04/1388 )

پايان انتظار

47 سال از عمر شريف امام رضا عليه‏السلام مي‏گذشت، ولي هنوز آن حضرت صاحب فرزند نشده بود. اين موضوع براي شيعيان و دوستداران اهل‏بيت نگران كننده بود؛ زيرا همگان مي‏دانستند كه براساس روايات رسيده از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم و ائمه اطهار عليهم‏السلام ، امام نهم فرزند امام رضاست. به همين دليل مشتاقانه در انتظار بودند تا خداي متعال پسري به ايشان عنايت بفرمايد. گاهي بعضي از دوستان، از حضرت پرسش‏هايي در مورد امام بعدي مي‏كردند. امام رضا عليه‏السلام آنان را دلداري مي‏داد و مي‏فرمود: «خداوند پسري به من خواهد داد كه وارث من و امام پس از من خواهد بود». سرانجام روزهاي انتظار به پايان رسيد، گلشن رضوي به بوي خوش گل محمدي معطر شد و امام جواد عليه‏السلام در دهم رجب سال 195 هجري قمري در مدينه ديده به جهان گشود.



فرزندان

امام جواد عليه‏السلام فرزنداني داشت كه نزد حضرت بزرگ شده و به مقامات بالايي از علم و عرفان رسيدند. يكي از فرزندان حضرت، امام دهم حضرت هادي عليه‏السلام است كه پس از پدر، امامت امت اسلامي را به عهده گرفت. موسي مبرقع فرزند ديگر امام جواد عليه‏السلام است. او در مدينه متولد شد و پس از شهادت پدر بزرگوارش به كوفه مسافرت نمود و در آن‏جا مسكن گزيد. بعد از مدتي كوفه را به مقصد شهر قم ترك كرد و در سال 256 ق وارد قم شد و در سال 296ق در آن شهر رحلت كرد و همان جا دفن شد. يكي ديگر از فرزندان امام جواد عليه‏السلام حكيمه است. امام هادي عليه‏السلام ، نرجس خاتون مادر امام زمان را به ايشان سپرد تا احكام و معارف اسلامي را به او بياموزد.حكيمه در شب تولد وجود مقدس امام زمان(عج) در كنار نرجس خاتون بود و از او مراقبت مي‏نمود. حكيمه بعد از شهادت امام حسن عسكري عليه‏السلام ، مقام سفارت امام زمان عليه‏السلام را به عهده داشت و عرايض و نامه‏هاي مردم را به امام مي‏رساند.



زيارت امام

روز چهارشنبه به چهار تن از امامان معصوم، از جمله امام جواد عليه‏السلام تعلق دارد. امام عسكري عليه‏السلام در فضيلت زيارت امام جواد عليه‏السلام مي‏فرمايد: «براي زيارت كنندگان جدّم امام جواد عليه‏السلام ، ثواب بزرگي از طرف خداوند است». وجود مقدس امام زمان(عج) هم در شب‏هاي جمعه به زيارت جدّ بزرگوارش مشرف مي‏شود. در قسمتي از زيارت‏نامه امام جواد عليه‏السلام آمده است: «سلام بر تو اي نور خدا در تاريكي‏هاي زمين، سلام بر تو اي ستون دين، شهادت مي‏دهم كسي كه پيرو تو شد، در راه حق و هدايت گام نهاده وهر كس تو را انكار كرده و با تو دشمني كند، گمراه شده است».

امام عسكري عليه‏السلام در فضيلت زيارت امام جواد عليه‏السلام مي‏فرمايد: «براي زيارت كنندگان جدّم امام جواد عليه‏السلام ، ثواب بزرگي از طرف خداوند است».
ازدواج

هنگامي كه مأمون خليفه عباسي شهر طوس را ترك كرد و بغداد را مركز حكومت خود قرار داد، در نامه‏اي به امام جواد عليه‏السلام ، حضرت را بدان جا فرا خوانْد. با توجه به اين كه اين دعوت نيز مانند دعوت امام رضا عليه‏السلام به شهر طوس، دعوتي ظاهري و در واقع سفري اجباري بود، امام جواد عليه‏السلام به ناچار به شهر بغداد رفت. مأمون، آن حضرت را به كاخ خود دعوت نمود و پيشنهاد كرد با دخترش ام‏الفضل ازدواج كند. امام در مقابل اين پيشنهاد سكوت نمود. مأمون اين سكوت را علامت رضايت شمرد و حضرت با ام‏الفضل ازدواج كرد. ازدواج امام جواد عليه‏السلام با ام الفضل كاملاً سياسي بود و مأمون با اين كار، اهدافي را دنبال مي‏كرد كه كنترل هميشگي امام، جلوگيري از قيام علويان و مشروع جلوه دادن فضاي فاسد دربارو لطمه بر قداست آن حضرت، از آن شمارند.

شاگردان

يكي از ابعاد بزرگ زندگي امامان معصوم عليهم‏السلام بُعد فرهنگي آنان است. هر كدام از پيشوايان ما، در عصر خود فعاليت فرهنگي داشته و شاگرداني را در مكتب خويش تربيت مي‏كردند و علوم و دانش‏هاي خود را به دست آنان در جامعه منتشر مي‏ساختند. البته شرايط اجتماعي و سياسي زمان آنان يكسان نبود و از دوره امام جواد عليه‏السلام به بعد، به دليل فشارهاي سياسي و كنترل شديد فعاليت آنان از طرف دربار، فعاليت آن بزرگواران بسيار محدود بود و از اين نظر، تعداد راويان و پرورش‏يافتگان مكتب آنان نسبت به زمان ائمه ديگر كاهش چشمگيري يافته بود. ولي با تمامي اين مشكلات، امام جواد عليه‏السلام از تمام فرصت‏هايي كه به دست مي‏آمد استفاده مي‏كرد و بر جهاد علمي و تربيت شاگردان و اصحاب شايسته اهتمام مي‏ورزيد.



سفيران هدايت

با توجه به ايجاد محدوديت از طرف خلفاي عباسي و پراكنده بودن شيعيان در مناطق مختلف، امام جواد عليه‏السلام از راه برگزيدن وكيل و نمايندگان، ارتباط خود را با شيعيان حفظ مي‏كرد. امام جواد عليه‏السلام كارگزاراني را به سراسر قلمرو حكومت خليفه عباسي مي‏فرستاد و با فعاليت گسترده آنان، از تجزيه نيروهاي مؤمن و شيعيان جلوگيري مي‏نمود. كارگزاران امام در بسياري از مناطق حكومت اسلامي مانند اهواز، همدان، سيستان، ري، بصره، واسط، بغداد، كوفه و قم پخش شده بودند و اهداف و آرمان‏هاي امام را پياده كرده، از انحراف فكري دوستداران اهل بيت جلوگيري مي‏كردند. امام جواد عليه‏السلام به هواداران خود اجازه داده بود تا به درون دستگاه حكومت عباسي نفوذ كرده و مناصب حساس را در دست بگيرند. علي بن مهزيار اهوازي در شهر اهواز، ابراهيم بن محمد همداني در شهر همدان و خيران الخادم از جمله كارگزاران مهم حضرت به شمار مي‏آمدند.

هر كدام از پيشوايان ما، در عصر خود فعاليت فرهنگي داشته و شاگرداني را در مكتب خويش تربيت مي‏كردند و علوم و دانش‏هاي خود را به دست آنان در جامعه منتشر مي‏ساختند.
نامه‏ها

پراكنده بودن شيعيان و دسترسي نداشتن آنان به امام جواد عليه‏السلام ، باعث شد تا دوستداران اهل بيت به شيوه نامه‏نگاري روآورده و مشكلات و مسايل خود را از اين راه حل كنند. هم‏اكنون حدود 157 نامه از حضرت جواد عليه‏السلام به يادگار مانده است كه بيشتر آنها را مسايل شرعي و احكام فقهي تشكيل مي‏دهد. افزون بر اين‏ها، امام جواد عليه‏السلام نامه‏هايي به بعضي از افراد و شهرها فرستاده كه مي‏توان به نامه امام به ابراهيم‏بن‏محمد همداني و مردم شهر همدان اشاره كرد. امام جواد عليه‏السلام در پاسخ نامه ابراهيم بن محمد همداني كه سِمَت وكالت حضرت را برعهده داشت، نوشت: «وجوه ارسالي رسيد، خدا از تو قبول فرموده و از شيعيان ما راضي باشد و آنان را در دنيا و آخرت در كنار ما قرار دهد». امام در ادامه اين نامه مي‏نويسد: «سفارش شما را به نضر بن محمد همداني كرده و موقعيت تو را در نزد خود به اطلاع او رساندم. به دوستان خود در همدان نامه‏اي نوشته و به آنان تاكيد كرده‏ام كه از تو پيروي كنند؛ زيرا من، جز تو وكيلي در آن ناحيه ندارم».

مقام علمي

مأمون خليفه عباسي مقام و منزلت امام جواد عليه‏السلام را مي‏شناخت و به حقانيت حضرت آگاهي داشت. او مي‏دانست كه امامان معصوم عليهم‏السلام ، رشته محكم الهي و حجت خدا بر مردم هستند و به فضل، دانايي، پارسايي و كرامت آنان آگاه بود. با اين حال، براي خاموش كردن نور الهي و نابود كردن آثار و نشانه‏هاي آن از هيچ كوششي دريغ نمي‏ورزيد. مأمون وقتي كمي سن امام جواد عليه‏السلام رامشاهده نمود، دست به تجربه‏اي كوچك زد. عباسيان نيز او را براي كوبيدن شخصيت حضرت تحريك مي‏كردند. مأمون دستور داد تمام عالمان و بزرگان شهر با امام جواد عليه‏السلام مناظره كنند. البته امام عليه‏السلام هم با پاسخ‏هاي علمي و منطقي، آنان را قانع ساخت و نقشه شوم مأمون را نقش بر آب كرد. امام جواد عليه‏السلام در دوران حيات كوتاه خود، مناظره‏هاي زيادي با بزرگان و عالمان شهرهاي مختلف انجام داد و در تمام آن جلسات، پيروزمندانه از مناظره بيرون رفت.



امام از زبان خود

پس از شهادت جانسوز امام رضا عليه‏السلام در شهر طوس، امام جواد عليه‏السلام در شهر مدينه در مسجد پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله حاضر شد و براي مردم سخنراني كرد. در آن هنگام، امام جواد عليه‏السلام در سنين كودكي بود. ايشان در ابتداي سخنراني بعد از حمد و ستايش خداوند متعال به معرفي خود پرداخت و فرمود: «من محمد بن علي الرضا هستم. من به انساب و نسل‏هاي مردم در صلب پدرانشان آگاهم. من به ظاهر و باطن شما و به مسيري كه در پيش داريد واقفم و بهتر از خود شما مي‏دانم. علمي كه خداوند به من عنايت كرده، مربوط به قبل از خلقت همه خلايق است و اين علم، بعد از نابودي آسمان‏ها و زمين نيز باقي خواهد ماند. اگر اهل باطل و دولتمردان گمراه و اهل شك و ترديد گرفتار سركشي و حيرت نمي‏شدند، سخناني بيان مي‏كردم كه اولين و آخرين شما را به شگفتي بكشاند».

امام جواد عليه‏السلام در دوران حيات كوتاه خود، مناظره‏هاي زيادي با بزرگان و عالمان شهرهاي مختلف انجام داد و در تمام آن جلسات، پيروزمندانه از مناظره بيرون رفت.
پدر به فدايت

محمد بن عيسي بن زياد مي‏گويد: هنگامي كه امام رضا عليه‏السلام در طوس بود، در دفتر كار ابوعباده نشسته بودم. او و دو خدمتكارش، از روي نامه‏اي رونوشت مي‏كردند. حس كنجكاوي مرا تحريك كرد و از كارشان پرسيدم. ابوعباده اندكي خاموش شد و گفت: از نامه ابوالحسن علي‏بن موسي الرضا عليه‏السلام رونوشتي برمي‏داريم. با اشتياق پرسيدم: امام نامه را به چه كسي نوشته است؟. گفت به فرزندش ابوجعفر محمد الجواد عليه‏السلام . از ايشان تقاضا كردم تا اجازه دهند نامه حضرت را زيارت كنم. امام در نامه كوتاهي به فرزندش امام جواد عليه‏السلام چنين نوشته بود: «به نام خداوند بخشنده و مهربان. خداوند تو را زنده بدارد و از شر دشمنان محافظت نمايد. پسرم! پدرت به فداي تو باد. من در حيات خود ثروت و دارايي‏ام را در اختيار تو گذاشته‏ام تا به وسيله آن، اقوام و بستگان خود را از فقر برهاني و اقوام جدت موسي بن جعفر عليه‏السلام را خشنود سازي».

تجليل پدر

امام رضا عليه‏السلام پدر بزرگوار امام جواد عليه‏السلام به فرزند عزيزش افتخار مي‏كرد و همواره او را مورد لطف و عنايت خود قرار مي‏داد. حضرت، از امام جواد عليه‏السلام با احترام فراوان ياد مي‏كرد و به شايستگي تجليل مي‏نمود. هر گاه امام به فرزندش نامه مي‏نوشت مي‏فرمود: من به ابوجعفر نامه نوشتم، و هر زماني كه از امام جواد عليه‏السلام به امام رضا عليه‏السلام در شهر طوس نامه‏اي مي‏رسيد، دوستان و شيعيان را از اين امر با خبر مي‏كرد و مي‏فرمود: ابوجعفر برايم نامه‏اي نوشته است. امام رضا عليه‏السلام براي بزرگداشت و احترام وي، همواره از كنيه امام جواد عليه‏السلام استفاده مي‏نمود كه نشان احترام به آن حضرت است.



مسافر

امام جواد عليه‏السلام درشهر مقدس مدينه منزل گزيده بود و از آن‏جا امت اسلامي را رهبري مي‏كرد. آن حضرت بارها به شهرهاي مختلف اسلامي مسافرت كرد. البته بيشتر مسافرت‏هاي امام، به شهر مقدس مكه بود كه براي انجام مناسك حج صورت مي‏گرفت. در يكي از مسافرت‏ها، ايشان به همراه پدر بزرگوار خود به زيارت خانه خدا مشرف شد. پس از شهادت امام رضا عليه‏السلام ، نخستين مسافرت اجباري حضرت، به دستور مأمون خليفه عباسي به شهر بغداد بود كه بعد از مدتي اقامت در آن‏جا، دوباره به مدينه بازگشت. امام جواد عليه‏السلام براي بار دوم از سوي معتصم عباسي به بغداد فراخوانده شد. ايشان در سال 220ق وارد بغداد شد و تا آخرين لحظات عمر شريفش و به مدت يازده ماه در آن‏جا اقامت داشت.

به نام خداوند بخشنده و مهربان. خداوند تو را زنده بدارد و از شر دشمنان محافظت نمايد. پسرم! پدرت به فداي تو باد. من در حيات خود ثروت و دارايي‏ام را در اختيار تو گذاشته‏ام تا به وسيله آن، اقوام و بستگان خود را از فقر برهاني و اقوام جدت موسي بن جعفر عليه‏السلام را خشنود سازي».
سرزمين عشق

با ورود امام رضا عليه‏السلام به خاك ايران و ارتباط مردم مسلمان با حضرت، ايران به كانون بزرگ عشق و ارادت و محبت به اهل‏بيت پيامبر تبديل شد. شهرهاي مذهبي قم و ري از مراكز مهم شيعه شمرده مي‏شد كه در دوران امام جواد عليه‏السلام نيز، شيعيان اين ديار با حضرت در ارتباط بودند. احمد بن محمد بن عيسي كه از وي به عنوان شيخ‏القميين ياد شده، از ياران امام جواد عليه‏السلام بود كه محضر نوراني امام عسكري عليه‏السلام را نيز درك كرده است. شيعيان ايران افزون بر ارتباط از راه وكلاي حضرت، در ايام حج در مدينه با امام ديدار مي‏كردند و خمس اموال خود را به خدمت امام مي‏فرستادند. حضرت جواد عليه‏السلام دربيشتر شهرهاي ايران وكيل و نماينده داشت.



بدرقه
مأمون عباسي بسيار مايل بود امام جواد عليه‏السلام در شهر بغداد بماند تا بدين وسيله، حضرت و شيعيانش تحت نظر باشند و او نيز به نظام سلطه وظالم خود مشروعيت بخشد. ولي امام جواد عليه‏السلام نان جوين و نمك خشن را در حرم حضرت رسول صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، از امكانات و زندگي اشرافي بهتر مي‏دانست. بدين دليل، امام آماده بازگشت به مدينه شد. وقتي آن حضرت مي‏خواست بغداد را ترك كند، گروهي از مردم آن شهر، حضرت را تا دروازه كوفه بدرقه شكوهمندي كردند و سپس امام عليه‏السلام ، آن‏جا را به مقصد مدينه ترك كرد.



منبع: پايگاه حوزه

تهيه و تنظيم براي تبيان: سيد پيمان صابري
منبع سايت تبيان

 

در مورد اين مطلب نظر دهيد

 

نام و نام خانوادگي

 

پست الكترونيك

 

وب سايت

 

* نظر شما

 
كانون جهادگران جهاد سازندگي
   

پنج شنبه    18/06/1389

 
 

44895

تعـداد بازديـد:

 
 
كانون جهادگران جهاد سازندگي

info@kanoonejahadgaran.ir

كليه حقوق اين وب‌سايت متعلق به كانون جهادگران جهاد سازندگي است